Har vaght mese man shodi mifahmi sedaye gerye bache che hali dare 

Entekhabe lebas bache az poshte vitrin ch lezati dare 
Mifahmi khat khati kardane esmesh tu shenasnamat ch hali dare
 mifahmi khandehaye zuraki ch ejbari mishe
mifahmi arayeshe ziad vase penhun kardane ch chino chorukaie 
mifahmi buye atresh bade nbudesh ch mast konandas
mifahmi yekio az dur didan mese oun ch navar ghalbe darbo daghuni chap mikone
mifahmi sedaye ouno ba khandehaye digari shenidan yani chi
mifahmi kabuse bikhabiat mishe yade gozashtehaye shirinet
mifahmi jadeha ba yadesh ch ba sorat migzare mese gozare nur az ab gozare to az man gozare yadha az khatereha mifahmi ahangai k baghye hazer b shenidanesh nistan vase to ch budanhaio b tasvir mikeshe
mifahmi dor dor vase alafia nis vase kenar gozashtane zehnet daghighei bedune oune
mifahmi khabidane ziad  vase didane royahaye shirine gozashtas
mifahmi ghaltaye bikhodi ru takht vase adat nist vase tarse didane yadegarisheo tufane khatereham
    mifahmi ashke dame mashk alaki nemiad piaz daghe zendegim ziad bude pa alaki dar moredam ghezavat nakon 

موضوعات مرتبط: دلنوشته

تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۴/۰۲/۰۸ | 23:37 | نویسنده : ریحانه |
ببين من ي دخترمو كارام عجيب غريب 
درد روزگار حال منو گاييده 
تو دنيام هيچ كي مث من نديده 
اگه رفتارام واست غريبه فك نكن كارام ي جور فريب 
پس بگير برو راتو اي بچه دريدهrrrrr

موضوعات مرتبط: دلنوشته

تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۴/۰۲/۰۸ | 23:33 | نویسنده : ریحانه |
ميخندمو ميزنم چشمك.... به اين زندگيه نكبت ....rrrr


موضوعات مرتبط: دلنوشته

تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۴/۰۲/۰۸ | 23:32 | نویسنده : ریحانه |
دوست پسرم عكاس است 
شكار لحظه ها را خوب ياد دارد
دوست پسرم عكس ميگيرد از فاحشه ها از دختر ها از عاشقان از دوستانش 
دوست پسرم عكاس است به يادگار ميماند عكس هايش... لحظه ها را خشك ميكند ياد ها را زنده .... 
دوست پسرم اغوشي دارد از جنس خستگي براي دلبستگي... 
گرم اغوش او شدن نفس را بند مياورد  
ميخواهم عكاسي را به قلبم بياموزد كه اگر روزي به ياد ديروز نفس عميق كشيدم و حسرت ديدار  بايستدو ١.٢.٣ جانم را بگيرد ... 
اين نيز شكار لحظه ايست زيبا .... من به ياد تو .... تو در اغوش دگر يار محبوب فردا روزت... و قلبي كه در همسايگي ديروزت عكاس شده و پرچم مشكي زده بر در كه تو و يار دگر لبخندي بزنيدو بفرستيد الحمد .... 
واي چ كنم دست خودم نيست يارا كه در اين شب كه نويسم او را قلب من قلب تو را خواهان است و به خوبي ها اميدوارست چه كند اين دل صاب مرده ي من به كنار تو نشستن شاد است و بميرد وقتي دست تو بيند و دست او را كه در عكاسي پر شور نگاهم پيداست و بخشكم در جاي كه شوم خاطره ي ديروزت كه ببيني و بفهمي زيباست اگر هم خشك شوم به اميد ديدار ... قلب من قلب تو را ميخواهد اي فلك چرخ بچرخان تندتر ك در اين وهله هاي دلتنگي يار را با يار ديدن دل سنگ خواهدو چشم نابينا .... Rrrr

موضوعات مرتبط: دلنوشته

تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۴/۰۲/۰۸ | 23:31 | نویسنده : ریحانه |
ميگويند ميرود ميبيند كه من چه ها كشيدم
با او چنين ميشوند ك او با من چنين كرد 
من اما عاشق دلباخته اول بووودم 
نتوانم ببينم كه يار پيشينم عاشق و مجنون ليلي خيابان شده است 
چ كنم عاشق و ليلي منم چ كند دل صاب مرده ي من كه چنين حال تو را روز تو را نتواند ببيند امشب  
من اگر عشق اول بودم ميتوانستم بنالم از يار چه كني عاشق نبودي يارم ولي عشق نو مبارك يارا 
ولي اي يار محبوب ديروز بگذار بتواني و بشوي پيروز 
حال و روزت شود گر احوال من چ فوايد و چ سودي امروز 
سرت اخ ك درد اوردم به اميد ديدار 
ولي عشق اول تو مرا بهتر دان ك اگر عاشقي و عاشق نيست به فراغ ياران دگر روزها را شوي اشوووب و وانگاه است ك بفهمي حالم 
،ولي عشق اول من نكردم ان روز تو را نفرين و بلا خواهانت اين ز دست تقدير ميچرخدو ميچرخدو ميندازد در وسط حوالي احوالت Rrrrrrr

موضوعات مرتبط: دلنوشته

تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۴/۰۲/۰۸ | 23:28 | نویسنده : ریحانه |
شروعش با همه فرق داشت 
انگاري مث خودمون رابطمونم خاص بود 
غرور لعنتي 
لج بازي احمقانه 
كل كل بچگونه 
دعواهاي عاشقونه 
ولي بازم اخرش ك ميشد قهر خوابمون نميبرد 
ي مرور كلي رو خاطراتو و مسيجاي اون روز 
يه اهنگ دايان و اشكاي سرازير 
و يه اس ام اس از اون كه خنده رو وسط اشكات فرياد ميكنه و ازش سير نميشي :(ميدوني چيه دختر منم ميشم مثل خودت ) 
و تنها چيزي ك از خودم يادم مياد عشقم نسبت به اونه و تموم ارزوم ميشه كه مثل خودم دوسم داشته باشه 
خداياتو زندگيم خيليا اومدنو خيليا رفتن ولي هيچ وقت همسايه ي اميد كسيو مستاجر دلش نكنrrrrrr

موضوعات مرتبط: دلنوشته

تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۴/۰۲/۰۸ | 23:28 | نویسنده : ریحانه |
شروعش با همه فرق داشت 
انگاري مث خودمون رابطمونم خاص بود 
غرور لعنتي 
لج بازي احمقانه 
كل كل بچگونه 
دعواهاي عاشقونه 
ولي بازم اخرش ك ميشد قهر خوابمون نميبرد 
ي مرور كلي رو خاطراتو و مسيجاي اون روز 
يه اهنگ دايان و اشكاي سرازير 
و يه اس ام اس از اون كه خنده رو وسط اشكات فرياد ميكنه و ازش سير نميشي :(ميدوني چيه دختر منم ميشم مثل خودت ) 
و تنها چيزي ك از خودم يادم مياد عشقم نسبت به اونه و تموم ارزوم ميشه كه مثل خودم دوسم داشته باشه 
خداياتو زندگيم خيليا اومدنو خيليا رفتن ولي هيچ وقت همسايه ي اميد كسيو مستاجر دلش نكنrrrrrr

موضوعات مرتبط: دلنوشته

تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۴/۰۲/۰۸ | 23:27 | نویسنده : ریحانه |
شروعش با همه فرق داشت 
انگاري مث خودمون رابطمونم خاص بود 
غرور لعنتي 
لج بازي احمقانه 
كل كل بچگونه 
دعواهاي عاشقونه 
ولي بازم اخرش ك ميشد قهر خوابمون نميبرد 
ي مرور كلي رو خاطراتو و مسيجاي اون روز 
يه اهنگ دايان و اشكاي سرازير 
و يه اس ام اس از اون كه خنده رو وسط اشكات فرياد ميكنه و ازش سير نميشي :(ميدوني چيه دختر منم ميشم مثل خودت ) 
و تنها چيزي ك از خودم يادم مياد عشقم نسبت به اونه و تموم ارزوم ميشه كه مثل خودم دوسم داشته باشه 
خداياتو زندگيم خيليا اومدنو خيليا رفتن ولي هيچ وقت همسايه ي اميد كسيو مستاجر دلش نكنrrrrrr

موضوعات مرتبط: دلنوشته

تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۴/۰۲/۰۸ | 23:25 | نویسنده : ریحانه |
من يه دخترم 
يه دختر ساده و بي شيله پيله
شيطونه ولي از جامعه ميترسه 
از راه هاي طولاني و پرسه هاي شبونه ميترسه 
من مترو و اتوبوس و به تاكسي و اژانس و ماشين پسر مردم ترجيح ميدم 
من يه جاده امن واسه رسيدن به مقصد ميخوام 
١٣٣ ...١٨٢٩ هيچ دردي از منو دوا نميكنن زردي اونا ترس منو از بين نميبرن 
يعني چي ١٣٣ كه امن 
امن اونجايي كه بدونم هيچ نگاه هرزه اي موقع دنده عقب تهديدم نميكنه 
امن اون جايي كه بدونم موقع پول دادن قرار نيس هيچ دستي سر انگشتامو لمس كنه 
امن اونجايي كه موقع دست اندازا دنبال دستگيره نباشم كه كسي خودشو بچسبونه به تنم 
امن اونجايي كه تنها درگيري ذهنت پول تو جيبت باوشه و گوشي تو دستت نه از دست دادن نجابتت 
امن اون ١٣٣ اي نيست كه ببرت بندازت بزنت بعد شناسايش كني پول بكارتتو از حلقش بكشي بيرون يا از حق بقيه دفاع كني و شيش ماه پشت ميله هاي زندون خانوادشو راهي ديدارش كني ...Rrrrrr

موضوعات مرتبط: دلنوشته

تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۴/۰۲/۰۸ | 23:23 | نویسنده : ریحانه |

باز هم بريدم كيك را يك بار ديگر به اميد فردا ..... ديروزم را كه چيدي و رفتي ...

فرداييي خواهم كاشت كه براي ديدنش نردبان غرورت را زير پايت بگذاريrrrrrr


موضوعات مرتبط: دلنوشته

تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۴/۰۲/۰۸ | 23:21 | نویسنده : ریحانه |
خدارو شكر كه هر وقتي به نبود خانوادم فكر كردم جز اشك چيزي حاصل نشد .....

به سلامتي بابام كه يعني دنيام.... به سلامتي مامانم كه هست رفيق لحظه هاي عمرم....

به سلامتي داداشم كه هيچيو بدون اون نخواستم ....

به سلامتي خانواده گرمم كه هيچ طوفاني سردش نكرد...rrrrrrr


موضوعات مرتبط: دلنوشته

تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۴/۰۱/۱۱ | 12:30 | نویسنده : ریحانه |
داداش يعني غول مرحله اخر خاستگار .... داداش يعني هركول كاراي سخت...

. داداش يعني بتمن روياها.... داداش يعني غيرت زورو ....

داداش يعني بت واس پرستش ....

يعني اگه نباشه ميخوام دنيا نباشه .... (((دلنوشته واسه بهترين داداش و اميد زندگيم))) rrrrrr


موضوعات مرتبط: دلنوشته

تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۴/۰۱/۱۱ | 12:28 | نویسنده : ریحانه |
شب تا صبح و بيدارمو 

صبح تا شبو ميخوابم 

تا ديگه كسي نبينمو نگيره ازم ايرادrrrrr


موضوعات مرتبط: دلنوشته

تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۴/۰۱/۱۱ | 12:25 | نویسنده : ریحانه |
شبام شكلاتيو تلخن 

اما ميخورمو ميبرم لذت rrrrr


موضوعات مرتبط: دلنوشته

تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۴/۰۱/۱۱ | 12:23 | نویسنده : ریحانه |
زندگيم تلخ شده مثه سگي

پاچه ميگيرم عينهو سگي كه ميبينه و ميره جلو بدون هيچ شكي 

ميترسم بپرمو بيفتم رو ننگي كه زدي به اين زندگي سميم 

تا نگرفتم پاچتو عينهو يگه بيخيال من شو و بكن كنه rrrrr


موضوعات مرتبط: دلنوشته

تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۴/۰۱/۱۱ | 12:22 | نویسنده : ریحانه |
رضا را بس به اسمش كود ارامش ..

.مرا بس از حسين است كه بر تربت او كوبم سر بدون گردش....

الله چنين است وقت غم چنان اغوشي دارد كه نفهممو نفهمي چ هياهويي ميان غم  و دردها به دور گردش ارام ان ارامش سهمگين ب پا ميكند rrrrrr


موضوعات مرتبط: دلنوشته

تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۴/۰۱/۱۱ | 12:19 | نویسنده : ریحانه |
بعضي دوستا هستن از سگ پست ترن

بعضي خاطره ها هستن از سم تلخ ترن

بعضي لحظات از گذشته سردترن  

بعضي لبخندا از گريه غمگين ترن

بعضي ادما از سگ پست ترن

اين جور ادمارو ميتوني هم بازي كلاغ پرت كنيو بگي :  لاشييييييي !!!! پرrrrrrrrrrr 


موضوعات مرتبط: دلنوشته

تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۴/۰۱/۱۱ | 12:17 | نویسنده : ریحانه |
يا امام رضا دلم بد جور گرفته 
به اسم خودت به بزرگي خودت قسمت ميدم 
نگاتو از روم برنداري 
يا امام رضا هرچي خواستم دادي 
خوباشو دير دادي دير گرفتي
بداشو زود دادي زود گرفتي 
ناسپاسي نميكنم ولي من ١٧ سالمه گنجايش اين همه دردو ندارم لبريز شدم از حالت تهوع هايي كه هر لحظه به وجودم دست ميده 
ميترسم از ثانيه هايي كه ببرم و سر برم 
يا ضامن اهو تنها اميد نا اميديم تويي نااميدم نكن
اسلام عليك يا ضامن اهو .... Rrrrrr

موضوعات مرتبط: دلنوشته

تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۴/۰۱/۱۱ | 12:15 | نویسنده : ریحانه |
لامصب يادت ولم نميكنه 
خاطراتت مثل خوره داره روحمو ميخوره 
يادته وقتي حلقرو كردي تو دستم تو چشام چ اشكي جمع شد 
يادته عكاس اون شب تو نگام چه شوري ميچيد 
يادته لباس قشنكه رو سينت چه مشتي كوبيد 
يادته خود زنيي تو خيابوووون نگاه چند نفرو درگير ما كرد
يادته دستت رو فرمووون لب تو در گير من بود 
يادته نفر اول تو زمستون من بودم وسط اون ميدووون بستنيو ميگم ميرسيديم خونه و مينداختيش تو ايوون 
يادته اون پليسه بود دور ميدووون ميداد گير به هر دوتامووون زديم با حلقه هامون تو دهنشووو خنديديم بهش از دووووور 
يادته شب چلمووون اولين روز بود واسه دعوامووون
يادته چ سخت ميگذشت اون لحظه هايي كه تو بودي بغل اون 
يادته شب مستيات شاديش با اون بودو غم هاش ماله هردومون 
يادته گريه هاي ابر بهار كه ميكشيد فرياد تنگ غروب 
يادمه واسه تو خوب من از خدا همينو خواستم حالا كه نيستي عزيزم ولي اون روزا چه بد بود rrrrrrrrrr

موضوعات مرتبط: دلنوشته

تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۴/۰۱/۱۱ | 12:11 | نویسنده : ریحانه |
باید مرا ببخشی بخاطر چیدن بالهایت ...
اگر این کارا نمیکردم بازهم به آسمان برمیگشتی ..
خودت میدانی که بی تو میمردم ..
خودم بالهایت میشوم ..
غصه نخور ..rrrrr

موضوعات مرتبط: دلنوشته

تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۳ | 9:14 | نویسنده : ریحانه |
باید مرا ببخشی بخاطر چیدن بالهایت ...
اگر این کارا نمیکردم بازهم به آسمان برمیگشتی ..
خودت میدانی که بی تو میمردم ..
خودم بالهایت میشوم ..
غصه نخور ..rrrrr

موضوعات مرتبط: دلنوشته

تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۳ | 9:13 | نویسنده : ریحانه |
رخت های دلتنگیم فرصتی برای خشک شدن ندارند.. 

 

باید شهر دلم را عوض کنم

خیلی وقت است اب و هوایش یک نواخت و بارانی شدهrrrrrr


موضوعات مرتبط: دلنوشته

تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۳ | 9:12 | نویسنده : ریحانه |
در را بست و با غرور گفت خدا حـــــافظ

 

ادم ها این روزها انقدر تنبل شده اند 

که مسئولیت خودشان را هم انجام نمیدهند 

و چه پر رو شده اند که به دوش خدا می اندازندrrrrrr


موضوعات مرتبط: دلنوشته

تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۳ | 9:12 | نویسنده : ریحانه |
من هنوزم از بازي كلاغ پر می ترسم! می ترسم بگویم تو، و تو آرام بگویی پر!



تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۳ | 9:11 | نویسنده : ریحانه |
خیالم را ببخش 

 

ببخش که حتی لحظه ای یادت را رها نمیکند rrrrr

 


موضوعات مرتبط: دلنوشته

تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۳ | 9:10 | نویسنده : ریحانه |
میگن رقاص که باشی باید با هر اهنگی برقصی 

 

چه بد اهنگ هایی  میزند روزگار 

ومن می رقصمrrrrrr

 

 


موضوعات مرتبط: دلنوشته

تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۳ | 9:9 | نویسنده : ریحانه |
گفتم خداحافظ

 

باورت نشد که انقدر راحتم

بهم گفتی حتما واست مهم نیستم که به این اسونی میگی برم

اما یادت نبود اون زمونا ازم قول گرفته بودی....

بهت قول داده بودم که همیشه باهات راحت باشم....

بودن نبودن هات بدجوري اذيتم ميكرد ببخشيد ...

Rrrrr 


موضوعات مرتبط: دلنوشته

تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۳ | 9:8 | نویسنده : ریحانه |
 خسته شدم 

 

خستـــــــــــــــــــــــــــه 

خسته از گرگم به هوای زندگی

از قایم باشکای مرگ 

Rrrrr 

 


موضوعات مرتبط: دلنوشته

تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۳ | 9:7 | نویسنده : ریحانه |
تازه فهمیدم چرا دنبالم نمیامدی

 

ریگی در کفشانت بود که ازارت میداد

 Rrrrr



تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۳ | 9:6 | نویسنده : ریحانه |
سم مار را پاد زهر از بین میــــــــــــــبرد

 

امامن مدت هاست ب دنبال پاد زهر نبودنت ميگردم

Rrrrr 


موضوعات مرتبط: دلنوشته

تاريخ : چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۳ | 9:5 | نویسنده : ریحانه |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.